آترینآترین، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 10 روز سن داره

آترین کوچولو

27 اردیبهشت

اینم مال یه روز که با مامان رفته بودیم خرید ،جوجو     اینم مال چند وقت بعدش خودت رفته بودی اونجا و ژست گرفته بودی و میگفتی ازم عکس بگیر       هی به من و مامان جونم میگفتی بشین بشین ...
27 ارديبهشت 1394

عسک

  ا ینم آترین خانوم با لباس جدیدش ،کفشای مامانشم پوشیده ،رفته بودیم مهستان برا خودم کفش بگیرم این پیراهن رو برات دیدم ،گفتمبپوشی ببینم چطوریه دیگه درش نیاوردی و با همون گشتیم     هر لباسی برات میخرم میپوشی و میگی عسک بگیر،عشققققققم اینا هم چند تا نمونش       ...
7 ارديبهشت 1394

بدون عنوان

امروز 26 دیماه 93 بود, این روزها روزهای خوبی برامون نبوده, ایکاش آخرش خوش تموم بشه عروسکم تو هم از این اعصاب خوردیهای ما کنار نیستی ببخش اگر یه موقع سرت داد زدیم حوصله نداشتیم, گرچه عروسکم این روزها با پنگولش سر گرمه, یه قسمت از پنگولش هست که خیلی دوسش داری. ,تموم نشده میگی دوباره برام بگذارین قربونت بره مامانی.... الان تقریبا 2 هفته شد که می می نخوردی, باورت میشه دلم برا مکیدنهات تنگ شده عزیزکم, حالا هر وقت میخوای بخوابی کلی با می می بازی میکنی تا خوابت ببره ,تازه میگی 2 یعنی 2تاشو در بیار من ببینم. ... الهی مامان فدات بشه انقدر بازی میکنی و از سر و کول من مثل این بچه گربه ها بالا پایین میری تا خوابت ببره و مثل این عروسک کوکی ها یک...
26 دی 1393

بدون عنوان

راستی امروز 24 دیماه است و تو برا اولین بار یاد گرفتی بگی بله ازت یه فیلم گرفتم عروسک کوچولو حالا بهت میگم جیگر مامانی و. ...میگی. ....بله. با اون لهجه قشنگت  راستی بلدی بگی:  هاپو میشه. .......dog   پیشی میشه. ......cat   میمون میشه. ........monkey   الهی مامان قربون اون لهجه اینگلیسیت بشههههههههههه   راستی این روزا همش هی میگی چشم چشم یعنی برام بساط نقاشی و چشم چشم 2ابرو رو بیارید رنگ انگشتی ومداد  رنگی و پاستل و گواش .....خلاصه برا خودت جشن  میگیری و من هی تنم میلرزه اینور اونور رنگی نشه ...
24 دی 1393